خاطرات جالب کارگردان سریال حضرت یوسف
خاطرات جالب و معنوی آقای سلحشور کارگردان سریالهای اصحاب کهف و حضرت یوسف را حتما بخوانید:
از آثار معنوی ساخت این سریال و رویدادهایی که در حاشیه تهیه آن اتفاق افتاد، چه خاطراتی دارید؟
ببینید بعضی وقتها انسان چیزهایی در ذهن دارد که نسبت به آن تردید میکند که آیا درست میگوید یا خیر؟ یک زمان است که دلیلی دال بر صحت آن فکر پیدا میکند، آیهای، روایتی، عالم بزرگی مطلبی در تأیید مطلب شما میگوید و آنگاه شما به یقین میرسید. حال اگر بدون داشتن ابزاری به راهی که یقین دارید رهسپار شوید و ببینید کسی این ابزار را سر راه شما قرار داده است، طبیعتاً تردید نمیکنید که راهتان درست است و ما این را در یوسف دیدیم، به اشکال مختلف که خدا دارد حمایت میکند. مثلاً یک روز برای فیلمبرداری ابر میخواستیم، باور بفرمایید هوا ابری میشد. 10 روز برای یک صحنه به آفتاب نیازمند بودیم، این در حالی بود که تمام اطراف ما توفان، برف و باران بود... باور کنید در چنین شرایطی جایی که صحنه در آن قرار بود فیلمبرداری شود، به قطر یک کیلومتر آفتاب بود. شبی که میخواستیم صحنه سجده خورشید و ماه و 11 ستاره را فیلمبرداری کنیم، از جایی تماس گرفتند که خواب دیدهایم که شما و همسرتان از جایی دارید عبور میکنید، در لباس انبیا و ستارهها از آسمان سر راهتان میریزند یا مثلاً در شب نیمهشعبان برنامه فیلمبرداری را به ما دادند که مربوط به صحنهای است که باید حرف امام زمان(عج) گفته میشد... و یا بازیگر نقش عزیز مصردر این سریال در زمانی که صحنههای خریدن حضرت یوسف و بردن او به مصر فیلمبرداری میشد، خواب دیده بود که خدا فرزندی به وی عطا کرده بود بسیار زیبا و نامش را یوسف گذاشته است. این بازیگر تعریف میکند: در خواب فرزندم را به صحنه فیلمبرداری آوردم و گفتم برای کودکی یوسف بچه نیاز داشتید، این هم بچه... و به من گفت در آخر شما تکبیر گفتید و به ما گفتید که نگاه کنید پیشانی بچه را روی پیشانیش سوره یوسف نوشته شده است. شما هم شروع به خواندن سوره یوسف از روی پیشانی بچه کردید و بعد از آن بچه را بردید سر صحنه فیلمبرداری و ما هم به دنبال شما...به نظر من این خواب علامتی بود برای ما که راه را درست میروید.
مهمتر از این به یقیین میرسیم که خواست خدا بر این است که برای ترویج دین من این راه وجود دارد، اگر میخواهید دین را در جهان ترویج دهید، الآن وقت این زبان است، با این زبان میتوانید و من هم پشتتان هستم به شرط رعایت مضامین شرعی. نه در این سینمایی که ما شاهد آن هستیم زن و مرد و حلال و حرام، گناه و.. رعایت نمیشود. اگر ما سینمایی درست بکنیم که در آن ارزشهای مکتبی و معیارها و شرعیات درآن حاکم باشد، این سینما را خدا حمایت میکند و ما در یوسف به عینه دیدیم. این حمایت را دهها بار اتفاق افتاد که بچهها از تهران حرکت میکردند که سر صحنه حاضر شوند، برف و باران بود و بچهها گمان میکردند که کار تعطیل است ولی آماده میشدند و گریم میکردند سر صحنه که میآمدند، هوا آفتابی میشد.
من یقین دارم که خدا عنایات ویژهای نسبت به اینگونه کارها دارد یا مثلاً صحنهای که 7 سال فراوانی را میخواستیم، بگیریم در گرمای 45 درجه مرداد ماه به هوای ابری نیاز داشتیم، عوامل گفتند که ما باران مصنوعی داریم، ابر مصنوعی که نمیتوانیم بسازیم، پس کار تعطیل است و من گفتم خیر این کارها به ما مربوط نیست ما سرکار حاضر میشویم، ابر به ما دادند کار میکنیم، ابر نداند کار نمیکنیم... ما کارگر هستیم و باید سر کارمان حاضر شویم... رفتیم سر صحنه و چشممان به افق بود، دکورها را که آماده میکردیم، جلوی چشم ما لحظه به لحظه ابرها بالا میآمدند، کار دکور و.... تمام شد ابر هم جلوی خورشید را گرفت. حال فکر کنید در مردادماه و در آن هوای گرم تابستانی، ابر از کجا آمده... هوای ابری در مردادماه آن هم زمانی که ما میخواستیم برای فیلم حضرت یوسف کارکنیم، جای تأمل ندارد...هوای ابری بی سابقه بود... و تمام بچهها بغض کرده بودند و چشمها از اشک پر شده بود و من خطاب به آنها گفتم که شما دارید کتاب خدا را برای بندگانش توضیح میدهید و خداوند هم کتابش را دوست دارد و هم بندگانش را، چرا باید فکر کنید که همان عنایتی که به انبیا شد به شما نمیشود... فقط کافی است خدا ببیند کاری که شما میکنید، سودش بیشتر از زیانش است، کمکتان خواهد کرد. خاطرم هست شبی که قرار بود اولین قسمت سریال اصحاب کهف پخش شود، در خواب دیدم که به من گفتند برو پشت تریبون و برای مردم قرآن بخوان و من رفتم برای جماعت عظیمی از مردم که انتهایش در تاریکی محو شده بود، قرآن بخوانم. دیدم که جمعی هم از قاریان هستند، با خودم گفتم من برای این قاریان چگونه قرآن بخوانم؟ اینها استاد هستند... اما با خود گفتم میخوانم و خواندم... ازدیگر ویژگیهای این کار این بود که ما در این پروژه مرتباً نماز جماعت داشتیم، با صلوات و قرآن فیلمبرداری شروع میشد و با دعای فرج تمام میشد و این کارها برکت کار را زیاد میکند و قطعاً تاثیر خود را روی کار خواهد گذاشت.
نقل از سایت رجانیوز
در باره ی ......