اين همان تصويري است که غرب از ايران مي سازد؛ تجسم يک کشور عقب مانده که نياز به قيم دارد و اصلا نمي‌داند انرژي هسته‌اي چيست چه برسد به داشتن فناوري‌اش! خب حالا جحداقل دنيا ما را از نزديک ديده و شنيده و آن وجدان‌هاي بيدار، کمي آگاه‌تر شده اند و اين تلاش کوته فکرانه امريکايي را به چالش مي‌کشند.

 

دختر من از سن 9 تا 14 سالگي در آمريکا درس مي خواند. شاگرد اول کلاس بود و انگليسي را هم بهتر از همکلاس هاي آمريکايي اش صحبت مي کرد. معلم اش يک خانم يهودي بود.

 

يکبار به من گفت: «در کلاس وقتي مي خواهم سوال بپرسم مي گويم به غير از سعيده و يک دانش آموز چيني ديگر چه کسي بلد است؟ چون هميشه اينها دستشان بالا است.»

 

اين را داشته باشيد؛ دختر من وقتي 9 سالش بود، روزه مي گرفت. آن هم به سختي؛ در جامعه آمريکا. معلمش به من مي‌گفت: «يکبار به او گفتم مي تواني يواشکي آب بخوري، پدر و مادرت که اينجا نيستند». سعيده جواب داده «من براي پدر و مادرم روزه نمي گيرم. من براي خدا روزه مي گيرم». معلمش به من مي گفت «اسلام چگونه تربيت مي کند که يک دختر نه ساله اينطور مي‌فهمد؟» خب! حالا شما قضاوت کنيد هوش و ايمان ايراني در قلب فرماندهي ليبرال دموکراسي، چگونه حرکت مي‌کند؟! خودشان اعتراف مي‌کنند نمي توانند با اين تفکر و هوش مقابله کنند

منبع :  مصاحبه ی بیژن نوباوه با شبکه ی خبری برنا راجع به خاطرات دانشگاه کلمبیا