دلم از داعيه داران وطن سخت گرفت
چه كسي گفت دگر موسم بيداري نيست
تيغ نامرد مگر بر دل ما كاري نيست؟
ناكسان را برسانيد كه ملت شادند
دل ما چون دلشان خانه بيزاري نيست
چه شنيدند ز بيگانه كه دادند ز دست
آن دلي را كه تو پنداشته زنگاري نيست
فتنه را غرب چنان برد به دامان خودش
كه كنون در وطنش هست و انگاري نيست
دلم از داعيه داران وطن سخت گرفت
سخنش غير غم و آينه آزاري نيست
درد بيگانه پرستي زخودي دورش كرد
پس بگو درد وي از چيست چو بيماري نيست
حركاتش همه اغيار پسند است بدان
عشق ميهن به خدا زوري و اجباري نيست
شوق رهبر به دل هر كه نيفتاد بد است
آخرالامر نصيبش به جز از خواري نيست
تيغ نامرد مگر بر دل ما كاري نيست؟
ناكسان را برسانيد كه ملت شادند
دل ما چون دلشان خانه بيزاري نيست
چه شنيدند ز بيگانه كه دادند ز دست
آن دلي را كه تو پنداشته زنگاري نيست
فتنه را غرب چنان برد به دامان خودش
كه كنون در وطنش هست و انگاري نيست
دلم از داعيه داران وطن سخت گرفت
سخنش غير غم و آينه آزاري نيست
درد بيگانه پرستي زخودي دورش كرد
پس بگو درد وي از چيست چو بيماري نيست
حركاتش همه اغيار پسند است بدان
عشق ميهن به خدا زوري و اجباري نيست
شوق رهبر به دل هر كه نيفتاد بد است
آخرالامر نصيبش به جز از خواري نيست
برگرفته از روزنامه رسالت
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11:36 توسط مدير اسفستان
|
در باره ی ......