شعر برای وطن فروشان فراری
آهاي آن ورآبي چه مي کني چه خبر؟
چکار مي کني آن سوي آب حظ بصر
براي ملت خود شاخ و شانه يعني چه؟
کشيدن خط و گاهي نشانه يعني چه؟
فرار کردي ورفتي چه دور از ميهن
نموده گردن خود خم براي اهريمن
برآستانه دشمن سراز چه مي سايي؟
و مدعي شده از يک طرف که با مايي
ببين عزيز دلم ! آن طرف گرفتاري
به سوي ملت ايران دروغ مي باري
چرا شدي عصباني؟ چرا شدي جوشي
ورفته اي که وطن را به هيچ بفروشي
مهاجراني ارشاد ! گمرهي تاچند؟
به جاي اخم بيا اندکي بزن لبخند
چگونه دشمن مردم شدي ز اصلاحات؟
و کيش گشته و حالا نشسته اي در مات
چرا به دشمني ما ، براي اوباما
نوشته اي مکن گفتگو، مزن درجا
نوشته اي که به تحريم خود ادامه بده
تفنگ و تير به ايران به جاي نامه بده
قرار بود که ارشاد باشي و همراه
نه اينکه سوي خسان رفته و شوي گمراه
چرا به عينک دودي نگاهمان کردي؟
چو خاتمي به رياست سياهمان کردي؟
تو آبروي خودت برده اي، دريغا مرد
به جاي سبز شدي آن طرف اسير زرد
چو زرد گشته به دامان خويش لکه شدي
بگو که بوده اي و خوبتر ببين چه شدي؟
نوشته اي به اوباما که ضد ايران باش
نوشته اي که بيا دشمن شهيدان باش
چرا به نوکري غرب افتخار کني
خودت و خاتمي ات راچقدر خوار کني؟
تو گفته اي که به خردي ات شير خر خوردي
وليک آبروي خر ز حرف خود بردي
به خلق ، خلق ولايتمدار طعنه مزن
برو که ديده امت در کنار اهريمن
دلم گرفت زمکر و فريب اصلاحات
که کرده است به نامردمي جهان را مات
به ملتي که شهادت شعار ويکدله است
نمي شود که بيندازي اي جفاجو دست
به روي دامن دشمن بکش دراز و بمير
زمردگان فراري ببين ودرس بگير
امير عاملي.روزنامه رسالت
چکار مي کني آن سوي آب حظ بصر
براي ملت خود شاخ و شانه يعني چه؟
کشيدن خط و گاهي نشانه يعني چه؟
فرار کردي ورفتي چه دور از ميهن
نموده گردن خود خم براي اهريمن
برآستانه دشمن سراز چه مي سايي؟
و مدعي شده از يک طرف که با مايي
ببين عزيز دلم ! آن طرف گرفتاري
به سوي ملت ايران دروغ مي باري
چرا شدي عصباني؟ چرا شدي جوشي
ورفته اي که وطن را به هيچ بفروشي
مهاجراني ارشاد ! گمرهي تاچند؟
به جاي اخم بيا اندکي بزن لبخند
چگونه دشمن مردم شدي ز اصلاحات؟
و کيش گشته و حالا نشسته اي در مات
چرا به دشمني ما ، براي اوباما
نوشته اي مکن گفتگو، مزن درجا
نوشته اي که به تحريم خود ادامه بده
تفنگ و تير به ايران به جاي نامه بده
قرار بود که ارشاد باشي و همراه
نه اينکه سوي خسان رفته و شوي گمراه
چرا به عينک دودي نگاهمان کردي؟
چو خاتمي به رياست سياهمان کردي؟
تو آبروي خودت برده اي، دريغا مرد
به جاي سبز شدي آن طرف اسير زرد
چو زرد گشته به دامان خويش لکه شدي
بگو که بوده اي و خوبتر ببين چه شدي؟
نوشته اي به اوباما که ضد ايران باش
نوشته اي که بيا دشمن شهيدان باش
چرا به نوکري غرب افتخار کني
خودت و خاتمي ات راچقدر خوار کني؟
تو گفته اي که به خردي ات شير خر خوردي
وليک آبروي خر ز حرف خود بردي
به خلق ، خلق ولايتمدار طعنه مزن
برو که ديده امت در کنار اهريمن
دلم گرفت زمکر و فريب اصلاحات
که کرده است به نامردمي جهان را مات
به ملتي که شهادت شعار ويکدله است
نمي شود که بيندازي اي جفاجو دست
به روي دامن دشمن بکش دراز و بمير
زمردگان فراري ببين ودرس بگير
امير عاملي.روزنامه رسالت
+ نوشته شده در شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 14:47 توسط مدير اسفستان
|
در باره ی ......