بایید همه خادم کشور و دین باشیم!
افسر سفيدپوش ميگفت: يادم نميرود 12 سال پيش رهبر توي همين ساختمان ـ و با دست ساختماني را پشت حوضچه نشانمان داد ـ آمده بود بازديد، يك ماكتي را از همچين ناوشكني ديد. سوال كرد و گفتيم اين ناوشكن چيست و چه خصوصياتي دارد. بعد ايشان گفت خوب شما كه ماكتش را ساختيد چرا خودش را نميسازيد؟ بعد هم جديتر شدند و دستور ساخت ناوشكن با قابليت حملي هليكوپتر و پرتاب موشك را صادر كردند. ما 12 نفر بوديم كه بعد از دستور رهبر تا مدتي گيج بوديم. دو سه ماهي طول كشيد تا به خودمان بياييم كه ميخواهيم چكار كنيم. مطالعات روي آب و ورقهاي مخصوص و نيازهاي خودمان و خصوصيات ناوشكنهاي موجود در جهان شروع شد. همان موقعها بود كه بچهام به دنيا آمد. بعد با دست به ناوشكن اشاره كرد و گفت: اين غول آهني هم سن بچه من است ولي بيشتر از بچهام دوستش دارم. صبح زود ميآمديم روي آن كار ميكرديم و وقتي برميگشتم خانه هم ساعت 12 ـ 11 شب و بچه خواب. بچه را مادرش بزرگ كرد، اين غول را هم ما. 65 نفر شبانهروز مستقيما روي آن كار كرديم. چهار ساله اصل كار تمام شد، قرار بود موتورش را يك شركت آلماني بدهد كه بعد از چهار سال برو و بيا آخرش به خاطر تحريم نداد. بعد يك شركت فرانسوي قرار شد سيستم رانش را بدهد بعد از سه سال فقط موتور را داد. ما هم همه طراحيها را براساس موتور آلماني كرده بوديم، مجبور شديم كلي ناوشكن را عوض كنيم. حالا فرانسويها هم گيربكس و شفت و پروانه را ندادند. ديگر تصميم گرفتيم خودمان بسازيم، گفتيم گورپدرشان! يك روز يكي از بچهها گفت رضا من دارم گيربكس طراحي ميكنم. رفتم پاي كامپيوتر ديدم توي اتوكد چند تا دايره كشيده! ولي باور كنيد خودش گيربكس را طراحي كرد و يك شركت هم توي اصفهان ساخت. فقط 4 ـ 3 كشور توي دنيا ميتوانند يك چنين گيربكسي طراحي و توليد كنند، شاهكار بود، شفت 12 متري ساختيم. الان ديگر هر شناوري بخواهيم ميتوانيم بسازيم. الان از خوشحالي نميدانم چكار بكنم. شايد يك مدت بروم استراحت كنم. اين يك شاهكار است. شما شايد خيلي سر درنياوريد. در خاورميانه و خليجفارس هيچ كس حتي فكر ساختن چنين چيزي را هم نكرده كه ما ساختيمش!
بر گرفته از گزارش حاشیه های بازدید رهبر از ناوشکن جماران
در باره ی ......