دانشگاه از آنجا که محل ارائه و تبادل مباحث علمی، در چارچوبی منطقی و عقلانی بوده است همیشه به عنوان جایگاه فرهیختگان  و اندیشمندان برای مردم قابل ارج و احترام بوده است. از آنا که علم به عنوان اصلی ترین ابزار توسعه و پیشرفت کشور، با خود توامان قدرت را در عرصه بین المللی برای کشور  به ارمغان خواهد آورد، مورد توجه ایران اسلامی بوده است.

در کنار بعد علمی، هوشیاری سیاسی دانشجویان و دانشگاهیان در مقاطعی حساس از تاریخ معاصر کشور، باعث جلوگیری از انحراف کشور و زنده نگهداشتن آرمان های انقلابی و اسلامی کشور شده است. 16 آذر د 13 آبان در همین بستر محقق شده است.
 دانشگاه های امروز کشور، یعنی بعد از سی سال از انقلاب ، چهره های  متفاوتی نسبت به سالهای اوایل انقلاب پیدا کرده است. رشد تعداد دانشجویان کشور، وارد شدن دانشگاه پیام نور و آزاد به عرصه سیستم دانشگاهی، پیشرفت های علمی قابل اعتنا در سال های اخیر که سرآمد آنها بحث انرژی هسته ای بود و ... از تحولات در دانشگاهها از بعد از انقلاب است.

اما وضعیت امروز دانشگاه ها چگونه است؟ 
افراط و تفریط بلای امروز دانشگاه ها

باید اذعان کرد جو سیاسی حاکم بر این روزهای دانشگاه های مطرح کشور، جوی سیاست زده و به دور از عقلانیت است. دانشجویان از گروه های مختلف تاب شنیدن سخنان همدیگر را ندارند. نقدهای دانشجویی بیشتر از آنکه دارای محتوایی منطقی و مستدل باشد ناشی از القائات بیرون از دانشگاه ها و رسانه ها ست و بیشتر به نقدهای مرسوم ژورنالیستی می ماند تا نقدی دانشگاهی.  رهبر انقلاب طی سالهای گذشته دانشگاه ها را از افتادن در دو سوی طیف افراط و تفریط بر حذر داشته اند؛ هم از تلاش عده ای نسبت به بی تفاوت نمودن دانشگاه نسبت به مسایل سیاسی در دهه هفتاد انتقاد تندی نمودند و هم از تبدیل شدن به ابزار دست سیاسیون و به تعبیری سیاست بازی، دانشجویان را برحذر داشته اند.

تاکید رهبر انقلاب بر راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی از همین ظرافت نگاه ایشان نشات گرفته است، یعنی محلی برای بیان آزاد اندیشه ها و نظریه های علمی و فرصتی برای منتقدین آن اندیشه برای به چالش کشیدن آن در چارچوب علم و منطق.
اما زمانی که هیجان ها و احساسات جایگزین بصیرت و عقلانیت در رفتار های دانشجویان می شود خواسته یا ناخواسته به تکمیل نمودن پازل دشمن کمک كرده اند.

اگرچه حضور پرشور دانشجویان حامی امام و انقلاب در 13 آبان و 16 آذر امسال عرصه را از گروه موسوم به طیف سبز گرفت تا نتوانند آنچه در سر می پروراندند اجرایی کنند، ولی از یک سو ادامه دار شدن این کشمکش های سیاسی به خودی خود مطلوب کشور و دانشگاه ها نمی باشد.
واقعیت این است که ماهیت جنبش سبز امروز دانشگاه ها با آنچه در انتخابات شاهد بودیم کاملا متفاوت است. اکثریت رای 13 میلیونی آقای موسوی دلبستگان به نظام و انقلاب بوده اند ولی آنچه در دانشگاه ها با آن رو به رو هستیم اقلیتی هستند که با شعارهای ساختار شکنانه ابایی از مخالفت خود با اصل جمهوری اسلامی ندارند. سر دادن شعار هایی چون استقلال و آزادی، جمهوری ایرانی ! و یا توهین به امام راحل (ره) و ... به خاطر همین نگاه معاندانه نسبت به نظام جمهوری اسلامی است.

اما مشکل کجاست؟
علوم انسانی

سیستم دانشگاهی کشور و بلکه آموزش و پرورش همان ساختار کشورهای غربی است با اندکی تفاوت ظاهری. یعنی گنجاندن درس قرآن و دینی در آموزش و پرورش و چند واحد معارف در دانشگاه ها. آنچه در نظام آموزش عالی شاهدیم سطحی ترین نگاه ممکن برای رسیدن به دانشگاه اسلامی است. یعنی اضافه کردن یک لغت اسلامی به انتهای اسم دانشگاه که بشود دانشگاه آزاد اسلامی و بس. و البته این ظاهر امر است که در باطن، یعنی محتوی دروسی که به دانشجویان ارائه می شود عینا همان است که در غرب تدریس می شده است با اختلافی چند ساله. واقعیت این است انتظار ما از سیستم دانشگاهی ای که درسهایش مبتنی بر اومانیسم و سکولاریسم بنا نهاده شد هاست ، این باشد که دانش آموختگانی معتقد به اسلام و انقلاب  تحویل جامعه بدهد انتظاری عبث و بیهوده است. اگر امروز شاهد حضور دانشجویان انقلابی در دانشگاه ها هستیم نه از آن جهت است که سیستم آموزشی موفق بوده است بلکه نشان از دلبستگی عمیق اینان با اسلام و انقلاب است که در این دروس غربی هضم و استحاله نشده اند .

سطحی نگری

فقدان مطاله مخصوصا در مبانی فکری و اعتقادی باعث عدم نبود قوه تحلیل در جوان و دانشجوی امروز است. بدون شک هوشیاری  و بصیرت دانشجویان اول انقلاب را باید مدیون آگاهی بخشی شهیدان مطهری، مفتح، بهشتی و مرحوم شریعتی باشیم. اما امروز  رسانه ها و روزنامه و شبکه های اجتماعی  مانند فیس بوک با ترفندهای رسانه ای  به عنوان مرجع فکری عده ای از دانشجویان قرار گرفته است. واقعیت این است که مطالعه کتب غیر درسی به شدت در سطح دانشگاه ها پایین است و دانشجویی که خود باید ارائه دهنده  بهترین تحلیل به جامعه باشد، توان تحلیل ندارد و فقط امروز تبدیل به بوق رسانه ای دیگران شده اند.

فرد گرایی در دانشگاه ها

خطر دیگری که امروز جامعه دانشگاهی را تهدید می کند نگاه فردگرایانه است. به این معنا که هدف فرد از تحصیل، تامین اینده ی خودش می باشد. در صورتی که دانشجو باید نسبت به کشورش احساس تعلق خاطر داشته باشد، و برای پیشرفت و سعادت کشورش تحصیل کند که اگر اینچنین شد هر آنچه اندخته باشد چه در ایران و چه در کشوری دیگر برای کشورش به کار می گیرد . فرار مغزها هم از زاویه ی عدم وجود یک نگاه ملی قابل تحلیل است. ایجاد این تعلق خاطر به کشور هم وظیفه ای است بر دوش آموزش  و پروش و آموزش عالی، که میزان موفقیت آنان را با نگاهی به میزان مهاجرت مغزها قابل محاسبه است!

آرمانخواهی

دانشجو به واسطه جوان بودن خود همیشه آرمانگرا بوده است. ولی تلاش هایی از سوی دشمنان در جهت قلب این آرمانها انجام شده است. عدالتخواهی، استکبار ستیزی، استقلال طلبی ، آزادی خواهی، عزت طلبی از مشخصه های دانشجویان بوده است. اما قلب این آرمانها و شاخص ها باعث پشت کردن گروهی در دانشگاه ها به آرمان های اصیل انقلاب شده است.
اما چه باید کرد؟

دانشگاه امروز  بیش از هر روز دیگری به آرامش ، منطق و عقلانیت نیاز دارد. ایجاد وقفه در فرایند علمی دانشگاه ها اصلی ترین هدف از ایجاد درگیری های سیاسی و اغتشاشات در دانشگاه ها می باشد. هر کس به این انقلاب و کشور دلبسته است باید در جهت آگاهی دادن و منطقی نمودن فضا حرکت کند که صد البته در این راه نقش خواص پررنگ تر و حساس تر است.
منبع : سایت الف