زمانه ي بدي شده است ، ارزشها رنگ باخته اند.حرف خدا را كمتر كسي گوش مي كند. همه ادعاي خدايي مي كنيم ولي دريغ از يك جو باخدا بودن!

وقتي به ما آردي  رايگان داده مي شود تا آن را نان درست كنيم و در اختيار مردم بگذاريم و از مردم فقط پول دست مزد كارگر و هزينه نگهداري نانوايي و ماشينالاتش را بگيريم. آن آرد و سهميه مردم را قاچاق بفروشيم. آيا اسم اين، غير از دزدي مي تواند باشد؟

وقتي كودي در اختيار ما قرار داده مي شود تا با اندك قيمتي در اختيار كشاورزان قرار دهيم. اگر آن را با همكاري بعضيها به قيمت آزاد بفروشيم، مي تواند اسمي غير از دزدي داشته باشد؟

وقتي سهميه بنزيني براي انجام كارهاي مردم در اختيار تاكسي و وانت قرار مي گيرد. در اين راه مصرف نكنيم و از وسيله ي خود استفاده نكنيم و سهميه بنزينش را بفروشيم. آيا مرتكب دزدي نشده ايم؟

پس خداوند آخر و عاقبت ما و فرزندان ما كه با اين پولها بزرگ مي شوند را ختم به خير نمايد!