برنا: شعر خواندن در چنين مجلسي جسارت و شجاعت زيادي مي خواهد .آن هم چنين شعري که کاملا زنانه است و من فکر مي کنم چنين انتخابي بي سابقه و يا حداقل کم سابقه باشد . من دو سه تا شعر آييني و در موضوع دفاع مقدس هم داشتم ولي آنجا در لحظه وقتي ديدم بيشتر شاعرهايي که بودند شعر آييني خواندند ،احساس کردم هويت زن مظلوم واقع شده است . جدا از اين که شعر در کشور ما بدون هيچ شک و بدون هيچ تعارفي مردانه است . بنابراين تصميم گرفتم زنانه بخوانم

“مژگان عباسلو” شاعر جواني است که در ديدار مقام معظم رهبري با شعرا شعري  به قول خودش زنانه خواند که بسيار مورد توجه حضار قرار گرفت .عباسلو متولد 1357 و پزشک عمومي است . تنها دغدغه اش اين است که در دنياي مردانه شعر هايي بگويد که معلوم باشد شاعرش زن است .

 از خودتان بگوييد و اين که با توجه به رشته تحصيليتان چطور با دنياي شعر آشنا شديد ؟
من فارغ التحصيل دانشگاه شهيد بهشتي هستم . يک سال است که طرحم تمام شده و براي تخصص عازم خارج از کشورم. آشنايي من با شعر به سال اول دبيرستان بر مي گردد. تقريبا شعر را از همان زمان شروع کردم و بعد به لطف عمويم که الان مدير سراي اهل قلم هستند، در همان اول دبيرستان با محافل ادبي و جلسات شعر خواني آشنا شدم .از آن جا خودم با مطالعه کتاب هاي مختلف توانستم به موفقيت هايي برسم .

چه موفقيت هايي؟
من در چندين دوره مسابقات دانشجويي سراسري و استاني مقام آوردم . در مسابقات اينترنتي و کشوري هم در سطح داستان نويسي و شعر مقام آوردم.

شما کتابي را با نام " آوازهاي عاشق تو "منتشر کرديد درباره آن توضيح دهيد ؟
بله من دو تا کتاب شعر منتشر کردم که البته هنوز يکي از آنها از چاپ در نيامده اند و منتظر مجوز ارشاد است کتاب اولم "مثل آوازهاي عاشق تو" برنده دومين دوره جايزه بانوي فرهنگ جشنواره 85 شد.

موضوع شعر کتابتان درباره چي بود؟
هر دو کتاب من مجموعه غزل زنانه و عاشقانه است . من معتقدم شعر يک خانم در درجه اول بايد بگويد که اين شعر براي يک شاعر زن است. در کتاب اولم چون اولين تجربه ام بود شايد خيلي آشکار و واضح نبود اين ماجرا اما در کتاب دوم ام سعي کردم مشخص باشد.

چه طور براي شرکت در اين جلسه انتخاب شديد؟
من اصلا خبر نداشتم گويا سال قبل هم من دعوت شده بودم ولي با خبر نشده بودم . از طرف حوزه هنري وزارت ارشاد به من زنگ زدند و دعوت کردند. من حتي خبرنداشتم که جزو کساني خواهم بود که شعر مي خوانم. من رفتم حوزه هنري و شعر را به آقاي قزوه تحويل دادم و در جلسه بود که به من گفتند شعر بخوانم . تازه آن جا متوجه شدم که من هم جزو کساني هستم که بايد شعر بخوانم.

براي انتخاب شعري که در آن مجلس خوانده شود وسواس خاصي به خرج داده بوديد؟
بالاخره شعر خواندن در چنين مجلسي جسارت و شجاعت زيادي مي خواهد .آن هم چنين شعري که کاملا زنانه است و من فکر مي کنم چنين انتخابي بي سابقه و يا حداقل کم سابقه باشد . نمي دانم در سال هاي قبل چنين اتفاقي افتاده يا نه اما من دو سه تا شعر آييني و در موضوع دفاع مقدس هم داشتم ولي آنجا در لحظه وقتي ديدم بيشتر شاعرهايي که بودند و به حق قدرتر از من هم بودند ، بيشتر شعر آييني خواندند احساس کردم هويت زن مظلوم واقع شده است . جدا از اين که شعر در کشور ما بدون هيچ شک و بدون هيچ تعارفي مردانه است . بنابراين تصميم گرفتم زنانه بخوانم و خدا را شکر مورد پسند حضار هم قرار گرفت.

البته شما دوتا شعر خوانديد؟
بله من دو تا شعر خواندم و به نظر خودم شعر دوم بهتر است . شعر اول به نوعي توصيف زن است اما شعر دوم پيامي هم در آن نهفته بود.

واکنش رهبري چه بود؟
شعرهاي دوستان فوق العاده بود مثلاً خانمي که بعد از من شعري براي حضرت زهرا خواند با قافيه خيلي سختي که انتخاب کرده بود ،خيلي قشنگ بود. ولي رهبري به خاطر اين که اين شعر زنانه بود، موضوعيت خاص زن ،خيلي تعريف کردند و بعد از شعر گفتند اين شعر هم به زن از نگاه عفيف و با يک نگاه نه در واقع آلوده به آن نگاه فمنيستي رايج نگاه کرده است. اين خيلي براي من خوشايند بود. چون من رهبري را جدا از همه مسائل سياسي روز دوست دارم و به عنوان يک اديب هم خيلي ايشان را قبول دارم. آن جا نشان دادند که به شعر و نگاه روز به شعر خيلي آگاه هستند.
خيلي تعريف کردند از اينکه يک نگاه واقع بينانه و عفيفي به زن شده بود.

اولين بار بود که اين ديدار شرکت مي کرديد؟
بله اولين بارم بود که در جلسه ديدار شرکت مي کردم و شعر مي خواندم. انشاالله توفيق داشته باشم در سال هاي بعد هم شرکت کنم.

چه احساسي داشتيد؟
من برايم خيلي تجربه خوشايندي بود . اصلا فکر نمي کردم اين قدر جمع صميمي باشد و رهبري اين طور صميمي با شعرا صحبت کنند . خيلي از حاشيه ها را تلويزيون نشان نداد. رهبري خيلي صميمانه با شعرا برخورد مي کردند و چيزي مي گفتند لابه لاي شعرها که خيلي به جمع نشاط مي داد. براي من خيلي جالب بود. اول يک حس شايد ترس به خاطر شأن و مقام جلسه و رهبري در من بود ولي بعد ديدم خيلي صميميت قشنگي در جلسه وجود دارد .

به نظر شما اين جلسات به ارتقاء شعر ايران کمک مي کند ؟
نمي شود دقيق گفت .چون صحبت رهبري هم همين بود که گفتند اين جلسه ،جلسه نقد نيست که ما بخواهيم از اين شعرها دستاورد علمي کسب کنيم. نمي توانم بگويم که مي توان به اين جلسه به عنوان يک جلسه فني نگاه کرد . دقيقا خود رهبر در تمام صحبت هايشان به اين اشاره کردند اما از اين نظر که اين ذوق حضور و جمع شدن خيل عظيمي از شعرا و شنيدن انواع شعر از شعراي مختلف، از شهرهاي مختلف با سليقه هاي مختلف و شنيدن نظرات رهبر که بالاخره از نظر فني شايد به قول خودشان که مي گفتند ما مثلا به شاعر جواني مي گوييم احسنت اما اين دليل نمي شود که شعر بدون ايراد باشد اما همين که شاعر را به وجد مي رساند و باعث مي شود که شاعر برود خيلي بهتر کارکند و شعرهاي بهتري بگويد خيلي مهم است .
و شعري که در ديدار با مقام معظم رهبري خوانده شد :
شبيه باد هميشه غريب و بي وطن است
چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است
کتاب قصه پر از شرح بي وفايي اوست
اگرچه او همه ي عمر فکر ما شدن است
چه فرق مي کند عذرا و ليلي و شيرين؟
که او حکايت يک روح در هزار تَن است
قرار نيست معماي ساده اي باشد:
کمي شبيه شما و کمي شبيه من است
کسي که کار جهان لنگ مي زند بي او
فرشته نيست، پري نيست، حور نيست؛
                                                      زن است
 
دو.
پري نبوده‌ام از قصه ها مرا ببرند
پرنده نيستم از گوشه‌ي قفس بخرند

زنم حقيقت پرتي پر از پريشاني
پر از زنان پشيمان که تلخ و دربه‌درند

چرا به شاخه‌ي خشک تو تکيه مي‌دادم؟
به دست‌هات که امروز دسته‌ي تبرند؟

بگو به چلچله‌هاي چکيده بر بامت
زنان کوچک من از شما پرنده‌ترند

بهار فصل پرنده است، فصل زن بودن
زنان کوچک من گرچه سر‌بريده پرند،

در ارتفاع کم عشق تو نمي‌مانند
از آشيانه‌ي بي‌تکيه‌گاه مي‌گذرند

*
به خواهران غريبم که هرکجاي زمين
اسير تلخي اين روزگار بي‌پدرند،

بهار تازه! بگو سقف عشق کوتاه‌ست
بلندتر بنشينند...
                       دورتر بپرند...