بعد از ظهر پنجشنبه گذشته و پس از یک هفته تبلیغات سراسری و شبانه روزی صدای آمریکا، بی‌بی‌سی و شبکه‌های ماهواره‌ای، تعدادی از هواداران آقای موسوی در قطعه 257 بهشت زهرا، بر مزار مرحوم ندا آقاسلطان تجمع کردند. آقای کروبی و چند تن از دوستانش نیز در این تجمع حاضر شد و گفته می‌شد که آقای موسوی هم به بهشت زهرا آمده است و یا قصد داشته بیاید. این تجمع در حضور پلیس برگزار شد اما در لحظات ورود افراد سرشناس برای دقایقی به آشوب کشیده می‌شد.

ساعتی بعد تعدادی از هواداران آقای موسوی در خیابان شهید بهشتی ضلع جنوبی مصلای تهران تجمع می‌کنند و به سمت نیروهای پلیس که برای تامین امنیت شهروندان و عابران در محل حضور پیدا کردند، سنگ پرتاب و به نفع موسوی شعار دادند.

در هر دو تجمع، نیروهای پلیس سعی در متفرق کردن تجمع کنندگان و پایان تجمع بدون آسیب زدن به امنیت و اموال عمومی را داشتند اما برخی حاضران که خود را طرفدار موسوی نشان می‌دادند تلاش می‌کردند با بیان شعارهای تند و تحریک نیروهای پلیس، این دو تجمع را به درگیری و آشوب بکشند. این تلاشها در مواردی هم در خیابان شهید بهشتی با روشن کردن آتش نیز همراه بود.

درباره این دو تجمع یادآوری چند نکته لازم است:

1. اینکه چرا بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و تلویزیون‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب با شدت و اغراق هر چه تمام‌تر اخبار این تجمعات را پوشش می دهند و سعی می‌کنند بر هیجان و آتش آنها بدمند و آثار آنها را بزرگ جلوه دهند، عجیب نیست. عجیب این است که چرا آقایان موسوی و کروبی بازیگر سناریویی شده‌اند که در لندن و واشنگتن طراحی و هدایت می‌شود و یا حداقل مورد تایید تمام عیار آنهاست؟

2. تقریباً در اثنا و پایان همه تجمعات هواداران آقای موسوی، از میان تجمع کنندگان به طرف نیروهای پلیس سنگ پرتاب می‌شود و در صورت مهلت یافتن، اتوبوس، بانک، خودرو یا حداقل سطل آشغالی به آتش کشیده می‌شود. با وجود این رفتارها و حرکات که امنیت مردم و شهروندان را به خطر می‌اندازد، باید به مقامات رسمی حق داد که برای تجمع هواداران آقای موسوی مجوز صادر نکنند چرا که ظاهراً آقای موسوی کنترل بر هواداران افراطی خود ندارد و یا اگر هم آتش زدنها و سنگ پرتاب کردن‌ها با اطلاع ایشان انجام می‌شود که ...

3. رسانه‌های خارجی هوادار آقای موسوی به ویژه صدای آمریکا و تلویزیون‌های لس‌آنجلسی، هوادارن آقای موسوی را «مردم» معرفی می‌کنند و بدون اشاره به سنگ پراکنی و آتش افروزی این عده، با آب‌وتاب می‌گویند پلیس به مردم حمله کرد و مردم را کتک زد و دستگیر کرد.
لازم به یادآوری است که «مردم ایران» اهل منطق، استدال و حرف حساب هستند. آنهایی که سطل آشغال و اتوبوس آتش می‌زنند و وحشت می‌آفرینند، مردم نیستند. مردم کسانی هستند که عصر دیروز در ترافیک سنگین خیابان سهروردی، اتوبان رسالت و اطراف مصلا در گرمای هوا کلافه شده بودند و به باعث‌وبانی این آشوب‌ها لعنت می‌فرستاند.

4. آقای موسوی درباره کشته‌شدگان حوادث اخیر بیانیه می‌دهند، سخنرانی می‌کنند و برایشان مراسم بزرگداشت می‌گیرند. مراسمی که با هیجان و آشوب درمی‌آمیزند.
تردید نیست که شلوغ کردن و ملتهب کردن فضا، در جهت ریشه‌یابی قضایا و یافتن آمران و عاملان قتل‌ها نیست. شلوغ بازی در غبار آلوده کردن فضا، فقط امکان فرار و یا مخفی ماندن آمران و عاملان اصلی فجایع را مهیا می‌کند. تردیدی نیست که این فجایع مشکوک و غم‌انگیز که به ریختن خون تعدادی از هموطنان منجر شده و باید تا آخر و مجازات همه عاملان و آمران قانون شکنی‌ها پیگیری شود اما این مهم از مسیر قانون قابل حصول است نه آشوب.

5. نکته آخر اینکه این آتش پس از بیانیه تند و هیجان‌انگیز آقای موسوی درباره تقلب‌آمیز دانستن نتایج انتخابات شروع شد. آقای موسوی پس از این ادعا هیچگاه حاضر نشده با رسانه‌ها درباره جزئیات ادعایش مصاحبه و یا در مناظره‌ای شرکت کند.
دلسوزی آقای موسوی درباره مرگ غم انگیز هموطنانی که حدود 40 روز پیش کشته شده اند قابل احترام است اما نباید فراموش کرد که ایشان هیچوقت ادعای جنجال برانگیز خود را اثبات نکرده است و گذشت زمان نباید باعث فراموشی این سوال شود که آقای موسوی با چه دلیل و مدرکی نتایج انتخابات را با تقلب گسترده همراه دانست و خود را پیروز و حایز رای اکثریت مردم ایران خواند؟
آقای موسوی باید بداند که اگر نتواند ادعای بزرگ و جنجالی خود را اثبات کند، بجای صندلی مدعی، باید روی صندلی متهم بنشیند.

نقل از سایت الف