در این دوره از انتخابات انتخاب اصلح واقعا سخت شده است.  عده ای خیلی راحت انتخاب می کنند و تنها دلیلشان این است که ما از فلانی خوشمان می آید و از فلانی خوشمان نمی آید.این دوره با دوره های قبل فرقهای اساسی دارد.همه خود را یار واقعی امام می دانند و بقیه را ترد می کنند و برای اثبات خود تمام گذشته را زیر سوال می برند. خودشان را تنها منجی کشور می دانند و خودشان را راستگو و بقیه را دروغ گو خطاب می کنند.ای کاش اینطوری نمی شد و هر کس مثل آقای رضایی نقاط مثبت و منفی دولت گذشته را بیان می کرد و می گفت من برای اداره بهتر برنامه های خوبی دارم و می توانم صد برابر دولت قبل کار کنم. ای کاش راست و دروغ و بد و خوب را یکجا زیر سوال نمی بردند و...

و اما به کی رای دهیم؟  البته همه در رای دادن مختارند و هر کسی را دوست داشتند رای می دهند و ما هم به نظر آنها کاملا احترام می گذاریم.لیکن آنچه در ذیل آورده می شود نظر شخصی خود بنده است.

آقای موسوی آدم بسیار خوب و با وقاری است و خدمات بسیاری را برای جامعه انجام داده است و در بیست سال گذشته ساکت بوده و مراقب اوضاع٬ ولی حیف و صد حیف که طرفداران و حامیانش خرابش کردند و شیوه تبلیغاتی نامناسبی را برایش انتخاب کردند. ای کاش کارش را با تخریب شروع نمی کرد. ای کاش مثل حضرت علی هم جاذبه  داشت و هم دافعه  ٬نه فقط جاذبه. آنهایی که در انتخابات۸۴ موجبات ضربه فنی شدن آقای هاشمی را فراهم کردند٬ این بار دور آقای موسوی جمع شده اند.آقای موسوی در ابتدای ورود صحبت از صداقت کرد ولی اطرافیان در فیلم اتخاباتی اولش با جا زدن تقلبی یک بازیگر ٬ آبرویش را بردنند. موسوی گفت نمی خواهیم شان و منزلتمان در حد سیب زمینی باشد ولی طرفدارانش این شان و منزلت را فقط کمی بالا بردند و رساندند به حد کارت اعتباری ایرانسل و مانتو  سبز و بنزین رایگان در بعضی جایگاههای سوخت شمال شهر.

موسوی با سفارش دوستان٬ انگشت روی سیاست خارجی گذاشت و فردایش در مرقد امام که خودش هم حضور داشت از رهبر انقلاب به صراحت شنید :

حرف كسانيكه مي گويند ملت ايران به علت پايبندي به اصول خود، از چشم دنيا افتاده است ابداً قابل قبول نيست.

در یک کلام ای کاش موسوی با ریسمان پوسیده یک عده به چاه نمی رفت!

و اما در مورد آقای کروبی هم باید ذکر شود که ایشان با تمام احترام و کرامتی که به وی و سوابقش قائلیم ٬ مناسب برای ریاست جمهوری نیستند و مردم هم اقبالی به ایشان نشان نمی دهند.

ولی آقای رضایی در بین نامزدها انصافا هم با اخلاق ترین بود و هم با برنامه ترین و ریاست جمهوری شایسته ایشان می باشد. ولی ما به دو علت به ایشان رای نمی دهیم اول اینکه معلوم نیست برنامه های جدید کارساز باشد یا نه؟ زیرا تا حالا هرکی آمده اول از این حرفها و برنامه ها زیاد مطرح کرده ولی در عمل چیز دیگری شده است و دلیل دوم این است که با توجه به جو انتخابات و اوضاعی که عموم شاهدند و نظر سنجیهای معتبری که انجام شده است. متاسفانه ایشان رای زیادی ندارند بنابر این رای دادن به ایشان یک نوع رای سوزاندن است. در این میان آقای موسوی و احمدی نژاد هستند که دو رقیب اصلی انتخابات می باشند و باید قبول کرد که آقای موسوی در ابتدای کار توانست تا حدودی موج ایجاد کند ولی بعد از مناظره٬ آنطوری که نظر سنجیهای معتبر به اتفاق گفتند این موج در حال فروکش است و قبل از مناظره که رای ایشان در تهران بیشتر از احمدی نژاد بود الان نصف به نصف شده و در استانها که کمتر بوده باز هم تنزل کرده است.و روی آوردن مردم به طرف احمدی نژاد زیاد شده است و این امر در سفر ایشان به تبریز که امید اول آقای موسوی است و همچنین در همایش صدها هزار نفری مردم تهران در مصلی که از نزدیک شاهد آن بودم کاملا مشهود بود.حقیقت این است که مردم ما تشنه ی عدالت اند آنهایی که طرفدار آقای موسوی اند از وضعیت اقتصادی موجود ناراضیند و در فکر رهایی از این وضعیت نامطلوب و آنهایی که طرفدار آقای احمدی نژادند آنها هم از این وضعیت ناراضی اند. ولی نگاه اینها بازتر و وسیعتر است و از افتادن کشور بدست زراندوزان و چپاولگران نگرانند. آنهایی که به نام حمایت از مردم و خدمت به مردم بیشتر فکر رفاه و دنیا دوستی خود هستند. آقای موسوی و کروبی خود شخصا برای مال دنیا نمی جنگند ولی اطرافیانش که معلوم الحال هستند جز این هدفی دیگر ندارند.و این اطرافیان مرفه هستند که این دو بزرگوار را زمین خواهند زد. و اما ما نمی گوییم احمدی نژاد پیامبر است و اصلا دروغ نمی گوید و برنامه هایش و مدیریتش هیچ ایراد ندارد. احمدی نژاد خیلی مشکل دارد و ما هم خبر داریم ولی تمام مسائل را کنار هم می گذاریم و با هم تحلیل می کنیم و در آخر با کمال احترام به همه کاندیداها و طرفدارانش اعلام می کنیم:

زنده باد موسوی

 

رای ما احمدی