امروز پنج تن از شهدای حوادث اخیر کربلا در منطقه ما تشیع جنازه شدند. همه ی ایشان خانم  و از مسجد محله ما و  همسایه ما  بودند و از فعالان و مبلغین مسجد بودند. خدایا درست است که این عزیزان به دست کوردلان و اربابهایشان به شهادت رسیدند ولی همه ی امور دست شماست و شمایید که این افراد را انتخاب و گلچین می کنید. این صحنه ها سوز و گداز زیادی داشت و دل همه را کباب می کرد! وقتی نوجوانی خود را روی تابوت مادرش انداخت ناخداگاه یاد صحنه ی تشیع جنازه شهید بهمن محمدی فرد در اسفستان افتادم که مادرش مظلومانه تابوت شهید را بغل کرده بود و بدون داد و شیون گریه می کرد! این بار صحنه گویا عوض شده بود و پسری همسن آن موقع شهید بهمن٬ تابوت مادرشهيدش را بغل کرده بود!( عكسهاي اول و دوم) 

ای دنیا اف بر تو چقدر بی وفایی!؟

خدایا اگر تو نبودی و امید به دیدار تو و دوستان در آخرت نداشتیم چگونه فقدان یاران را تحمل می کردیم!

بگذرد این روز گار تلخ تر از زهر                                    بار دگر روزگار چون شکر آید

بار الهی این انقلاب از روز نخست خون داده و هنوز هم خون می دهد٬ خود حافظ آن باش و قلبهای ما را به هم نزدیک کن! بار الهی حامیان انقلاب را خود یار و یاور باش! بار الهی دشمنان و بدخواهان این انقلاب را به راه راست هدایت کن و اگر قابل هدایت نیستند نابودشان گردان!

خدایا به ما درک و معرفت عطا کن تا دوست و دشمن را از هم تشخیص دهیم! خدایا ما را شرمنده ی شهدا نکن!

خدایا در شهادت را همچنان بر روی مشتاقان باز نگهدار! آمین یا رب العالمین

مادر عزیزم به منزلت خوش آمدی ! ولی این رسم آمدن و خداحافظی نیست! دیدار در آخرت!

خدایا چقدر سخت است آدم این طوری از مادر عزیزش استقبال کند! خدایا به همه شان صبر عطا فرما!