ماجراي دوستي دروغ و حقيقت
عزيزان اسفستان حتما بخوانند:

روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم
حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند
وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد
دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت
از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است
اما دروغ در لباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود


برگرفته از وبلاگ آقاي جانعلي زاده
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت 8:46 توسط مدير اسفستان
|
در باره ی ......