عزیز اسفستان
 
 
اسفستان - وبلاگی برای مردم خداجوی اسفستان - به سایت خودتان خوش آمدید - اوز سایتزا خوش گلیب سیز
 

به گزارش خبرنو به نقل از جهان؛ در یکی از روزهای سال 1362 ، زمانی آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت ، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد.


صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم» . رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟»


پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.ٰ» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد ، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم».


رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست».


لحظاتی پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید ، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: « سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت :« سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد. رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»


آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌« افتخار دادی پسرم. صفا آوردی . چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اردبیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: « انگوت کندی آقا جان! » رییس جمهور پرسید: « از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تندی گفت: « بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم» .آقای خامنه ای گفت: « خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»


مرحمت گفت: « آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: « بگو پسرم. چه خواهشی؟»


-آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند!


-چرا پسرم؟


مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایی انداخت و با کلماتی بریده بریده گفت: « آقا جان ! حضرت قاسم(ع) 13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 سالم است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم . هر چه التماسش میکنم،می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم. اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟»


حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید. رییس جمهور دلش لرزید. دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت:« پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و حالا هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.


رییس جمهور مرحمت را جلو کشید و در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش کرد و گفت :« آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ... تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است. هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش.بعد هم یک ترتیبی هم بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید»


آقای خامنه ای خم شد ، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت : « ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...


کمتر از سه روز بعد ، فرمانده سپاه اردبیل ، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند ولی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.


مرحمت به تاریخ هفدهم خرداد 1349 در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، متولد شد. امام که به ایران برگشت ، مرحمت کلاس دوم دبستان بود. 13 ساله که شد ، دیگر طاقت نیاورد و رفت ثبت نام کرد برای اعزام به جبهه. با هزار اصرار و پادرمیانی کردن این آشنا و آن هم ولایتی ، توانست تا خود اردبیل برود ، اما آن جا فرمانده سپاه جلوی اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود که یک جوری برش گردانید سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت : «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم 13 ساله ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.» مرحمت گفت : «پس دست کی است؟» فرمانده گفت: «اگر از بالا اجازه بدهند من حرفی ندارم» همه این ها ترفندی بود که مرحمت دنبال ماجرا را نگیرد. یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی توانست صحبت کند ، دستش به کجا می رسید؟ مجبور بود بی خیال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشت .


مرحمت بالازاده تنها یک سال بعد ، در عملیات بدر ، به تاریخ 21 اسفند 1363 با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش ، مهدی باکری ، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره ی حضرت قاسم (علیه السلام) گردید.


از مرحمت بالازاده ، وصیت نامه ای بر جای مانده است که متن کامل آن را در زیر می خوانید. وصیت نامه ای که نشان می دهد روحش نمی توانست در کالبد 13 ساله اش آرام بگیرد:


وصیت نامه مرحمت بالازاده جمعی لشکر عاشورا ،گردان علی اکبر

به نام خداوند بخشنده مهربان
از اینجا وصیت نامه ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.


آری ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.


درود برشما ای ملت ایران! ای مشعل داران امام حسین ! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.


و ای پدر و مادر عزیزم ! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید.


ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم . اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم. حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه شان را نگذارید در زمین بماند.


و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جز سعادت نمی دانم. یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود. و از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده اید و کارهای بدی دیده اید حلال بکنید. و برادرانم اسحله ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند. خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.


خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان(عج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را قرار دهی. تا در راه آنها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.


کربلا کربلا یا فتح یا شهادت
جنگ جنگ تا پیروزی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲ساعت 10:31  توسط مدير اسفستان  | 
 

افراد بسیاری در واقعه عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. گروهی عاشقانه از حریم ولایت دفاع کردند و دسته دیگر، سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.  

به گزارش فارس، دهم محرم سال 61 هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.
 
افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.
 
اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.
 
اکنون با استناد به دانشنامه 14 جلدی امام حسین(ع) فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان کاروان حسینی(ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه در جدول زیر ارائه می‌شود:
 
ردیف نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
1 شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
2 محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
3 عبیدالله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 
4 یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
5 سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
6 عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
7 حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع) مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
8 حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)  ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
9 مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
10 زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
11 عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر اباعبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه. اسب با حرکت تند سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  
12 شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا کرد و جسدش را سوزاند
13 ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
14 شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد مختار او را با آتش سوزاند
15 عمرو بن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
16 احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
17 عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
18 بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
19 اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۲ساعت 8:36  توسط مدير اسفستان  | 
عید نوروز ٬ روز زنده شدن دوباره طبیعت بر زنده دلان مبارک باد!
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۷ اسفند۱۳۹۱ساعت 8:31  توسط مدير اسفستان  | 
موتور جستجوگر گرگر در آینده نزدیک جای گوگل را در ایران خواهد گرفت.جهت استفاده از نسخه آزمایشی به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:

www.gorgor.ir

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۷ اسفند۱۳۹۱ساعت 14:40  توسط مدير اسفستان  | 

 

یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.

به گزارش صراط، یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت:  یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.

آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛  آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیرمن و این دختر دوست هستیم.

آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، و من هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .


آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند . با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۱ساعت 15:34  توسط مدير اسفستان  | 
امسال در ماه محرم٬ ماه پیروزی خون بر شمشیر٬ شاهد پیروزی غرور آفرین مردم غزه بر صهیونیستها بودیم.رهبران مقاومت علنا اعلام کردند بعد از خدا با کمک مسلمانان ایران و حزب الله لبنان به این پیروزی دست یافتند.روزگاری فقط با سنگ در مقابل دشمنان می ایستادند.اسرائیل آنچنان مردم مسلمان و عرب را ترسانده بود که کسی حتی فکر مبارزه با اسرائیل را در ذهن  هم نمی پروراند ولی فرزندان روح الله به برکت خون پر برکت شهدا این طلسم را شکاندند و نشان دادند که اسرائیل شکست پذیر است و چنان درسی به این دشمن دیرینه مسلمانان دادند که فکر حمله به ایران اسلامی را از سر بیرون کند. و سیاهی به دین و وطن فروشانی ماند که روزی شعار " نه لبنان نه غزه " را سر می دادند.البته حساب عده ای نا آگاه که بر اثر فشار مشکلات زندگی با اینها هم نوا شدند٬ جداست.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۶ آذر۱۳۹۱ساعت 11:45  توسط مدير اسفستان  | 
شریعتمداری تبیین کرد:

 

حزب الله افتخار مي كند از آقاي احمدي نژاد قبل از آن كه متاسفانه حلقه انحرافي به درون كابينه نفوذ كند، در مقابل اصحاب فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 دفاع كرد و با راي بي نظير 25 ميليوني او را به رياست دولت برگزيد.
1- برداشت اوليه آن بود كه اين يادداشت نوشتني نيست و عبور از آن بايسته تر به نظر مي رسيد، اما رخدادهاي اين روزها نكته بااهميت ديگري را به موضوع يادداشت پيش روي اضافه كرد، نكته اي كه تاب مستوري نداشت و نمي توانست ناگفته باقي بماند و آن، «رنج مشترك» و آميخته به «خشم» دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نظير مدعيان اصلاحات، اصحاب فتنه 88 و حلقه انحرافي از بصيرت و هوشياري مردم است كه نگاه به امام و مقتداي خود دارند و با چرخش يا لغزش اين يا آن مسئول به لغزش و چرخش نمي آيند و راه خويش را در بستري كه راهبر الهي ترسيم كرده است مي پيمايند.
مردمي كه با مسئولان بالادستي، حتي بلندپايه ترين آنها دست اخوت به شرط پيروي از رهبر الهي و مقتداي خود داده اند و با هيچكس عهدي نبسته اند كه در صورت زاويه گرفتن آنها از بستر تعريف شده انقلاب نيز، دست نخورده بماند. و اين برجسته ترين امتياز حزب الله است كه حق گراست و قبيله گرا نيست. همان واقعيت شيريني كه چند ماه قبل، روزنامه آمريكايي «يو.اس.اي تودي» به نقل از مؤسسه آمريكن اينترپرايز، به تلخي از آن ياد كرده و آورده بود «بزرگترين مشكل آمريكا در ايران، حضور يك ابرحريف- SUPER OPPONENT- به نام [آيت الله] خامنه اي است كه نقشه راه ما را مي شناسد و مردم به او اعتماد آميخته به اعتقاد دارند».
2- اين روزها، در پي فاصله اي كه حلقه انحرافي و نفوذ كرده در دولت محترم با برخي از آموزه هاي شناخته شده خط امام و رهبري پديد آورده است، مجموعه مشتركي از دشمنان بيروني، مدعيان اصلاحات و اصحاب فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 با استناد به حمايت گسترده و فراگير توده هاي مردمي و وفادار به نظام از دكتر احمدي نژاد كه به انتخاب ايشان با رأي بي نظير 25ميليوني انجاميد، زبان به ملامت حزب الله گشوده اند كه مثلا، فلان فاصله دولت كنوني با فلان معيار تعريف شده و پذيرفته شده انقلابي، نتيجه و حاصل حمايت گسترده اصولگرايان- به معني واقعي كلمه و نه فلان جبهه و فلان گروه- از رئيس جمهور محترم است و به زعم خود، طعنه مي زنند كه حزب الله در حمايت آن روز خود به خطا رفته است!
و در همان حال به كنايه و تلويح مي كوشند بر وطن فروشي و خيانت آشكار خود در فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 و نقشي كه به عنوان ستون پنجم مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس برعهده داشته اند، سرپوش بگذارند. آنچه اين جماعت و مديران بيروني فتنه با عنوان خطاي حزب الله از آن ياد مي كنند- آنگونه كه خواهد آمد- نه فقط خطا نبوده و نيست، بلكه يكي از افتخارآميزترين ويژگي حزب الله است و به وضوح نشان مي دهد، حزب الله فقط در بستر اسلام و انقلاب و خط امام و رهبري حركت مي كند. هرجا از حق و اصول نشانه اي ديد به حمايت از آن برمي خيزد و چنانچه شخصيت و يا گروهي كه مورد حمايتش بود، پاي از بستر اصلي بيرون بگذارد و يا از برخي آموزه هاي انقلابي فاصله بگيرد، بدون كمترين ملاحظه و ترديد، حمايت قبلي خود را پس مي گيرد.
به بيان ديگر، حزب الله- بخوانيد توده هاي عظيم و حماسه آفرين مردم- برخلاف برخي از جريانات سياسي و از جمله مدعيان اصلاحات، «گروه گرا» و «قبيله گرا» نيست كه وابستگي ها و منافع شخصي و حزبي خود را بر حركت در بستر انقلاب و تامين منافع مردم ترجيح بدهد. آيا، اين ويژگي حزب الله، افتخارآفرين و تحسين برانگيز نيست؟ از حضرت امير عليه السلام است كه افراد را با حق بسنجيد و نه حق را با افراد. و حزب الله از مولاي خود حضرت اميرالمومنين(ع) و علي زمان پيروي كرده و مي كند. آنچه امروزه به «درد مشترك» دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها تبديل شده، همين ويژگي حزب الله است كه گروه گرا و قبيله گرا نيست.
3- بدون آن كه قصد مقايسه اي در ميان باشد و تنها به عنوان يك مثال و نمونه درس آموز تاريخي بايد پرسيد؛ آيا طلحه و زبير، آن هنگام كه در ركاب رسول خدا(ص) و براي مقابله با دشمنان اسلام شمشير مي زدند و از جان خود مايه مي گذاشتند، قابل تقدير نبودند؟ و آيا مولاي بزرگوار ما حضرت اميرالمومنين عليه السلام از آنان حمايت نمي كرد؟ اما وقتي همين طلحه و زبير كه آن همه مورد حمايت و تقدير بودند پاي از صراط مستقيم بيرون نهادند و پيمان شكسته و به اصحاب شام پيوستند و در آوردگاه فريب جمل به تخاصم و كينه توزي لشگر آراستند، حضرت امير(ع) ابتدا به اندرز و نصيحت آنان پرداخت و عهدي را كه بسته و شكسته بودند يادآور شد اما هنگامي كه اصرار آنها به مقابله را مشاهده فرمود، با آنان به نبرد پرداخت.
اكنون بايد به كساني كه داعيه اسلام و تشيع و پيروي از مولاي متقيان را دارند گفت؛ كدام اقدام حضرت امير عليه السلام را- نستجيربالله- «خطا»! مي دانيد؟! حمايتش از طلحه و زبير يا مقابله حضرت با آنان را؟!
حزب الله افتخار مي كند و اين افتخار را به حساب لطف خداوند تبارك و تعالي و پيروي از ولي امر خود كه در طول پيروي از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام است مي نويسد كه از آقاي هاشمي رفسنجاني در مقابل ملي گراها، سكولارها و شماري از مدعيان اصلاح طلبي دفاع جانانه كرد. و افتخار مي كند در حالي كه از مواضع آقاي خاتمي نگراني هاي جدي داشت، از وي در مقابل هجوم افراطيوني كه در پوشش اصلاح طلبي به مقابله با او آمده و امروزه آشكارا به آمريكا و اروپا و اسرائيل پناه برده اند، حمايت كرد. حزب الله افتخار مي كند از آقاي احمدي نژاد قبل از آن كه متاسفانه حلقه انحرافي به درون كابينه نفوذ كند، در مقابل اصحاب فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 دفاع كرد و با راي بي نظير 25 ميليوني او را به رياست دولت برگزيد.
و اما، حزب الله باز هم افتخار مي كند هر جا مشاهده كرده است، مواضع و عملكرد افراد و شخصيت هايي كه از آنها حمايت كرده بود با خط اصيل انقلاب زاويه گرفته، به همان اندازه و متناسب با آن زاويه به انتقاد از آنان پرداخته است.
حالا بايد از جرياناتي كه اين روزها به حزب الله طعنه مي زنند پرسيد؛ «قبيله گرايي» شما كه ناشي از پشت پا زدن به «درك و شعور» و ترجمان ديگري از جاهليت و ارتجاع قرون وسطايي است، شرم آور و قابل ملامت است يا «حق گرايي» و عدالت جويي حزب الله كه برخاسته از درك عميق و نگاه حق طلبانه آنهاست؟!
4- جرياناتي نظير مدعيان اصلاحات، اصحاب فتنه و حلقه انحرافي آرزو داشتند كه وقتي با بستر اصيل انقلاب -آگاهانه يا ناخودآگاه- فاصله مي گيرند، حاميان قبلي خود و يا حاميان شخصيتي را كه در او نفوذ كرده اند، نيز در پي خويش داشته باشند ولي اين آرزو با هوشياري و بصيرت مثال زدني مردم هرگز برآورده نشده است. به عنوان مثال، دشمنان بيروني درجريان فتنه 88 تمام توان خود را به كارگرفتند و علاوه بر ايجاد ائتلاف ميان منافقين، بهايي ها، ماركسيست ها، نهضتي ها، سلطنت طلب ها و مدعيان اصلاحات، افرادي را كه به حق يا به ناحق داراي سابقه همراهي با نظام بودند، شكار كرده و به ميدان آوردند، اما، از اين ترفند همه جانبه با آن حمايت مالي و سياسي و تداركاتي گسترده، طرفي نبستند. چرا؟! به يقين و بيش از همه و پيش از همه به اين علت كه نگاه مردم به رهبر و مقتدايشان بود و از اين روي با لغزش خواص آلوده و يا بعداً آلوده شده نمي لغزيدند. و اين، براي مديريت بيروني فتنه، آنگونه كه «ريچارد هاس» اعتراف مي كند، فاجعه اي دردناك بود.
و اما، از سوي ديگر و در داخل كشور مدعيان اصلاحات و جريانات گره خورده با آنها در حالي با استناد به مواضع برخاسته از حلقه انحرافي و نفوذ كرده در دولت، زبان به طعنه حزب الله گشوده اند كه مواضع برخاسته از تلاش حلقه انحرافي در بسياري از موارد، دقيقا و بي كم و كاست ادامه همان مواضع و عملكرد مدعيان اصلاحات و اصحاب فتنه است. و اين رشته سر دراز دارد.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۷ آبان۱۳۹۱ساعت 8:1  توسط مدير اسفستان  | 

تمام این قضایای اقتصادی امروز هم به حبّ نفس بر می‌گردد و این که این آقایان قدر خودشان را بالا می‌بینند.

این آقا قدر خودش را ندانست، فکر کرد خبری است. وقتی علماء و بزرگان گفته بودند، صلاح نیست آن آقا به عنوان معاون اوّل رئیس‌جمهور شود، آقا هم فرمود: چون علماء می‌گویند، صلاح نیست شما این را تعیین نکنید. امّا مع‌الأسف روی لجبازی افتاد! فکر کرد این‌جا هم روسیه است که طرح پوتین مدودف، مدودف پوتین را اجرا کند. پوتین رئیس جمهور بود، هشت سال بعد نخست وزیرش مدودف شد، بعد هم مدودف کنار رفت و الآن مجدّد پوتین است، لذا او فکر کرد این‌جا هم آن‌جاست. در مقابل فرمان امام‌المسلمین ایستاد.

اوّلین نشانه‌اش کجا بود؟ دور اوّل ریاست جمهوری دست آقا را بوسید، دور دوم سرما خورد! یعنی درست در موقع تنفیذ و گرفتن حکم، سرما خورد! ما گاهی مصداق‌ها را می‌بینیم. خدا نکند انسان فکر کند کسی شده است. انسان باید قدر و اندازه خودش را بداند و پایش را بیشتر از گلیم خودش دراز نکند!

بارها هم گفتم، گفتم: آقا! این را در جایی بنویسید که مدام ببینید و هر روز برای خودتان تکرار کنید: هر کس ولو به لحظه‌ای، تصوّر کند کسی شده است، همان لحظه، لحظه سقوط اوست!

منبع : خبر گزاري فارس 

ما  با هيچ كس تا آخر عقد اخوت دائمي نبسته ايم. ملاك ما اسلام ،انقلاب و رهبر عزيز است.

 |+| نوشته شده در  شنبه ۱۵ مهر۱۳۹۱ساعت 14:56  توسط مدير اسفستان  | 
انسان با سختي آفريده شده است. و بايد سختيها را تحمل كرد. زيرا هر اتفاقي كه مي افتد امتحاني است از طرف خداوند بر بندگانش.چه آنهايي كه مصيبت مي بينند و چه آنهايي كه مصيبت را مي بينند.

حادثه داخراش زلزله و فقدان تعدادي از  عزيزان مسلمان و هم وطن را تسليت عرض مي نماييم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۳ مرداد۱۳۹۱ساعت 15:48  توسط مدير اسفستان  | 
1-پایه‏هاى اسلام
قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه
قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1
 
3-روزه آزمون اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حكمت 252
 
4-روزه یاد آور قیامت
قال الرضا علیه السلام:

انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10
 
5-روزه زكات بدن
قال رسول الله صلى الله علیه و آله لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3
 
6-روزه سپر آتش
قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162
 
7-اهمیت روزه
الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257
 
8-روزه نفس
قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.

امیرالمومنان على علیه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64
 
9-روزه واقعى
قال امیرالمومنین علیه السلام

الصیام اجتناب المحارم كما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249
 
10-برترین روزه
قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80
 
11-روزه چشم و گوش
قال الصادق علیه السلام

اذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق علیه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1
 
12-روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295
 
13-روزه ناقص
قال الباقر علیه السلام

لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر.

امام باقر علیه السلام فرمود:

روزه این افراد كامل نیست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اینكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اینكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.
 
14-روزه بى ارزش
قال امیرالمومنین علیه السلام

كم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و كم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

امام على علیه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145
 
15-روزه و صبر
عن الصادق علیه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعینوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگیرید، صبر، روزه است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3
 
16-روزه و صدقه
قال الصادق علیه السلام

صدقه درهم افضل من صیام یوم.

امام صادق علیه السلام فرمود

یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 218، ح 6
 
17-پاداش روزه
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشیعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30
 
18-جرعه نوشان بهشت
قال رسول الله صلى الله علیه و آله

من منعه الصوم من طعام یشتهیه كان حقا على الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331
 
19-خوشا بحال روزه داران
قال رسول الله صلى الله علیه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذین یشبعون یوم القیامة

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت‏سیر مى‏شوند.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح‏2.
 
20-مژده به روزه‏داران
قال الصادق علیه السلام

من صام لله عزوجل یوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247
 
21-شادى روزه دار
قال الصادق علیه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق علیه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)

وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.
 
22-بهشت و باب روزه‏دارن
قال رسول الله صلى الله علیه و آله

ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116
 
23-دعاى روزه‏دارا
قال الكاظم (علیه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (علیه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.
 
24-بهار مومنان
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گیرد.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3.
 
25-روزه مستحبى
قال الصادق (علیه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صیام ثلاثة ایام من كل شهر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر كس كار نیكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشیعه، ج 7، ص 313، ح 33
 
26-روزه ماه رجب
قال الكاظم (علیه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (علیه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر هركس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشیعه ج 7 ص 350 ح 3
 
27-روزه ماه شعبان
من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرین متتابعین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى‏كند.

وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22
 
28-افطارى دادن(1)
قال الصادق (علیه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1
 
29-افطارى دادن (2)
قال الكاظم (علیه السلام)

فطرك اخاك الصائم خیر من صیامك.

امام كاظم (علیه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2
 
30-روزه خوارى
قال الصادق (علیه السلام)

من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه

امام صادق (علیه السلام)فرمود:

هر كس یك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا
قال امیرالمومنین

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (علیه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 266، ح 23.

32-رمضان ماه رحمت
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

33-فضیلت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر لیلة منه

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

34-اهمیت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چیست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

35-قرآن و ماه رمضان
قال الرضا (علیه السلام)

من قرا فى شهر رمضان ایة من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غیره من الشهور.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

36-شب سرنوشت‏ساز
قال الصادق (علیه السلام)

راس السنة لیلة القدر یكتب فیها ما یكون من السنة الى السنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى‏شود.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8

37-برترى شب قدر
قیل لابى عبد الله (علیه السلام)

كیف تكون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیلة القدر.

از امام صادق (علیه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نیك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2

38-تقدیر اعمال
قال الصادق (علیه السلام)

التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى و عشرین و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گیرد و تصویب آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست‏سوم.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 259

39-احیاء شب قدر
عن فضیل بن یسار قال:

كان ابو جعفر (علیه السلام) اذا كان لیلة احدى و عشرین و لیلة ثلاث و عشرین اخذ فى الدعا حتى یزول اللیل فاذا زال اللیل صلى.

فضیل بن یسار گوید:

امام باقر (علیه السلام) در شب بیست و یكم و بیست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آید و آنگاه كه شب به پایان مى‏رسید نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشیعه، ج 7، ص 260، ح 4

40-زكات فطره
قال الصادق (علیه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة یعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۲۸ تیر۱۳۹۱ساعت 12:19  توسط مدير اسفستان  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا